من عقاب تیز چنگالم در آسمانها ای فلک

کی توانی با طوطیان گردانی ام...

هشتگ‌های فضای‌مجازی برای شروری که در زندان کشته شد

 

در اولین نگاه او را بیشتر یک کشتیگیر می بینید تایک شرور! شخصیت او در هنگام دستگیری و قبل از

دستگیری برعکس خیلی ها فرقی ندارد. هم پشیمان است هم از قصاص شدن را حق خود می داند و نمی ترسد

فقط عذاب وجدان دارد. هرچند آرام و شوخ طبع هم هست اما مشخص است زود از کوره در می رود

خودش می گوید به دلیل مشکلات روانی است و زود عصبی می شود.

بسیاری از وویس هایی که در محیط مجازی به اسم او پخش می شود برای او نیست و از جنس صدای او

سو استفاده می کنند و خیلی از دوستان نزدیک او این صداهارا تشخیص می دهند

می گوید از قمه بیزار است تا بتواند با دست خالی دعوا می کند اما اگر طرفش تیزی بکشد او نیز از چاقویش

که نامش را (تمساح) گذاشته استفاده می کند. بچه محل ابوالفضل پور عرب و علیرضا دبیر است.

ورزش کشتی را در باشگاه های بابک و صدری شهرری آغاز کرد اما دست روزگار وحیدمرادی خوش استعداد

و خوش تکنیک گود کشتی را به درگیری ها کف خیابان کشانیده و آن استیل زیبا و گوش های شکسته را

از تشک کشتی دور کرد. تا حدی که امروز اورا بیشتر از آنکه با کشتی و مدال هایش بشناسند با عنوان

شرور سطح یک پایتخت می شناسند.

 

نجفی توانا، روانشناس: لمپنیسم، عقده‌گشایی برای دیده شدن است

 

دقایقی با او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران مصاحبه ای انجام دادیم که  در ادامه می خوانید.

 

+ سلام وحید! اهل کجایی و چه روزی به دنیا اومدی؟

- متولد ۲۶ تیر سال ۱۳۶۳ در محله سیزده آبان شهرری

 

+ پس سیدالکریم زیاد میری؟

- البته الان که اونجا زندگی نمیکنم ولی مگه میشه بچه شاه عبدالعظیم باشی و یه پات حرم نباشه

اونم منی که خانمم خیلی با اعتقاده

 

+ وحید مذهبی هستی؟

- تا تعریفت از مذهبی چی باشه! اونجور مذهبی که ازش نون بخورم نه

 

+ نون خوردن چه ربطی به مذهب داره؟

- داره دیگه! بعضیا مذهبی میشن چون براشون نون داره برای همین هی جار می زنن.دوروز نفع بهشون نرسه

لامذهب میشن ولی من لزومی نمی بینم اعتقاداتم رو بخوام هی بگم به هرحال عاشق علی (ع) ام خانوادمون همه

معتقدند ، مشهد زیاد میرم ولی خب اعتقاداتم برای خودمه خیلی دنبال نمایش دادنشون نیستم.

z558376_.jpg

 

+ سواد هم داری؟

- بله

 

+ چقدر؟

- تا سیکل

 

+ شغلت چیه؟

- معامله ماشین جوش میدم

 

+ یعنی دلالی؟

- آره یجورایی

 

+ شرخری هم کردی؟

- خدا نکنه ، اهل این چیزا نیستم دعوا زیاد می کنم اشکالم هم همینه خلافم همینه چیز دیگه ای تو زندگیم

پیدا نمی کنید ضعیف کش نیستم ، از شرخر و زورگیر و خفت کن و مواد فروش جماعت بیزارم،

خدا نگذره ازشون جوونا مردمو بدبخت می کنند

 

تجهیز هواخوری زندان‌ها به دوربین بعد از قتل وحید مرادی/سه دستگاه ...

 

+ الان چرا اینجایی؟

- چی بگم والا خودتون میدونید ، قتل

 

+ به نظرت قتل کار خوبیه؟

- معلومه که نه! من که قاتل نیستم دعوایی ام تو دعوا اینجوری شد و الان هرلحظه برام

جهنمه عذاب وجدان دارم حسین دوستم بود نمی دونم چی شد چرا کاری کرد که من بزنمش قصد

من قتل نبود من مست بودم به ناموسم بی ادبی کرد.

 

+ وحید تو میگی عذاب وجدان دارم و برای قصاص آماده ام پس چرا بعد از قتل فرار کردی؟

(بعداز اندکی سکوت پاسخ می دهد)

- زن و بچه داری؟ اگر داری می تونی درکم کنی من واسه خودم فرار نکردم مدام با خودم فکر می کردم

من نباشم تکلیف زن و بچه من چی می شه؟ می دونم کار اشتباهی کردم از تقاص دادنش هم ابایی

ندارم ولی وقتی به پدر بودنم فکر می کردم و اینکه فقط خودم نیستم به فکر فرار افتادم

اون وقتی هم که فرار کردم هنوز نمی دونستم حسین فوت کرده

 

+ خیلی ها میگن که وحیدمرادی بلده چاقو رو کجا بزنه که طرف نَمیره ولی این بار انگار این اتفاق نیوفتاد! چرا؟

- کار یکدفعه می شه هیچکسی نمی تونه این حرفو بزنه من به دستش زدم فکر نمی کردم بمیره نمی دونم چی شد

مست بودم آدم مست که حواس نداره.

 

+ اگر برگردی به اون روز بازهم دعوت مقتول روقبول می کنی؟

- نه نه نه اگر بدونم چنین اتفاقی می خواد بیوفته نه! خب آدمیزادم کف دستمو که بو نکرده بودم  الانم

اگر اون روز باشه چون نمی دونم شاید برم حسین رفیقم بود اصلاً از ذهنم رد نمی شد چنین اتفاقی بیوفته

 

g757064_.jpg

 

+ وحید خانوادت رو دوست داری؟

- خانواده همه عشقمه و خیلی شرمنده اونا هستم به خصوص خانمم که قبل از این اتفاق انگار به

دلش افتاده بود میخواد چیزی بشه چندبار زنگ زد که زود برم خونه چون می خواستند برن

پیشواز ماه رمضون کاش نمی رفتم خونه حسین کاش...

 

+ گفتی از خوردن مشروب توبه کرده بودی چرا دوباره خوردی؟

- پیمان شکستن تاوان داره من یه عهدی رو شکستم پشتِ پاش هم خوردم یک ماه بود پاک بودم،

حسین هی اصرار کرد، یکی از دلایل عصبی بودنم  اون روز همین بود که توبه خودمو شکسته بودم.

 

+ غذای مورد علاقت چیه؟

- هرچی باشه می خورم ناشکر نیستم موقع کبابش شکر کردیم موقع نون خشکش هم شکر کردیم

دستپخت زنم و مادرم رو با هیچی عوض نمیکنم.

 

+ آهنگ مورد علاقت؟

- والا بستگی به حالم داره سنتی ، پاپ ، لری ، کردی ، غمگین ، شاد هرموقع یه چیزی گوش می دم

 

+ شهر مورد علاقت؟

- همه جای ایران خوبه ولی شهرای غرب ایران رو بیشتر دوست دارم ، همدان ، کرمانشاه ، لرستان اینا دیگه

 

+ پدرت اهل همدانه؟

- بله اصلا همدان سرای من است ما همه فامیلامون پخشند تو همدان از اسدآباد و پل شکسته بگیر

تا نهاوند و ملایر و هرسین کرمانشاه! رگ بختیاری هم داریم (می خندد) الان من هم ترکی بلدم هم لری هم کردی

 

f633063_.jpg

 

+ (به شوخی) پس چندملیتی هستی؟

- هزارملیتی ام (می خندد)

 

+ وحید هر کدوم از این اسم هایی که میگم رو یه جمله کوتاه درموردشون بگو:

+ امین آقای فرزانه

- خدا به همه سن و سال دارها عزت بده

 

+ هانی کرده

- الهی خدا واسه همه بسازه واسه اونم بسازه

 

+ یزدان کرده

- واسه اونم خدا بسازه ما بدکسی رو نمی خوایم

 

وحید مرادی، هانی کُرده، بهروز حاجیلو و بقیه‌ی لات‌ولوت‌ها » رویداد ...

 

+ محمد محمودی

- کشتیگیر با ادبیه بچه محل ماست

 

+ مهدی گونه فراهانی

- خدا بیامرزتش مفت برش کردند

 

+ ابوالفضل پور عرب

- بچه ۱۳ آبان مهربون و باصفا

 

+ علیرضا دبیر

- اونم بچه آبانه آشنای قدیمی و هم محله

 

+ امین مروتی

- رفیق روزهای غم و شادی

امین مروتی/شرور پاکدشت/امین کشتی گیر - اطلاع نیوز

 

+ سرهنگ یوسف بختکی

- خدا بیامرزتش از اون جگردارهای روزگاربوده

 

+ حسین گودرزی

- خدا به خانواده و بازماندگانش صبر بده

 

+ اصغر کامرانی

- او را همیشه خاطرخواهم

 

+ ولی اکبر

- خدابیامرزتش خبرفوتش منو ریخت به هم ، هم باشگاهیم بود

 

+ مهدی آرام

- بچه محلم بود حیف شد کشتیگیر درستی بود که زمونه خرابش کرد

 

+ مهدی کیانی

- فوتبالیست بامرام، رفیق و هم طایفه

مهدی کیانی و وحید مرادی,اخبار ورزشی,خبرهای ورزشی,اخبار ورزشکاران

 

+ غلامرضا تختی

- همیشه تو قلب مردمه ، جهان پهلوان

 

+ طوفان مرادی

- (سکوت و بغض می کند)

 

+ چرا اسم پسرتو طوفان گذاشتی؟

- والا از یک شعر که خیلی دوستش دارم به ذهنم رسید:

 

((دلخوشم با روزهای رفته و طوفانی ام

قصه ها دارد نگاه بارانی ام))

 

طوفان مرور روزای طوفانیمه شروع دوباره.

 

g568372_.jpg

 

+ یعنی دوست داری طوفان مسیرتو ادامه بده؟

- نه بابا نوکرتم من که همیشه اینی که می بینی نبودم گفتم روزهای طوفانی! من ورزشکاربودم کشتیگیر بودم

سالها تو باشگاه بابک شهرری خاک تشک خوردم من پسربدی نبودم سنی نداشتم روزگار و محل

منو وارد این مسیر کرد.اصلا دلم نمیخواد طوفان مثل الانم بشه ، دوست دارم دور و بر خلاف نره

درسشو بخونه ورزش کنه هیچی تو زندگی مثل آرامش و سالم زندگی کردن نیست.این مسیری که

که واسه خیلیا جذابه جز دل آشوبی پدرومادرهیچی نداره من تهش رو دیدم دیگه.

 

+ درسته ، پس گویا اهل شعرهم هستی؟

- نه خیلی ولی شعرهایی که خوشم بیاد وباهاشون عشق کنم یادم میمونه مثل همین شعری که گفتم

و حتی یک بیتش رو پشتم خالکوبی کردم بیت های زیادی حفظم ولی دست و پاشکسته

 

+ چه بیتی؟

- ((من عقاب تیزچنگالم میان آسمان

کی توانی ای فلک با طوطیان گردانی ام))

 

البته اون سالی که این بیت رو خالکوبی کردم اشتباه حفظ کرده بودم (می خندد)

 

نسخه چاپی

 

+ پس لقب عقاب تیزچنگال رو از این بیت گرفتی؟

- والا من لقبی رو خودم نذاشتم من وحید مرادی ام بعضیا انقدر لقبشون رو پررنگ کردند

که هیچکس اسم واقعی خودشونونمی دونه ولی همه می دونن من وحید مرادی ام

 

+ خب چرا انقدر از عقاب دم میزنی؟

- چون زندگی باابهتی داره تنهاست منت روزگارو نمیکشه همیشه بالاست

 

+ مثل تو؟

- چی بگم والا

 

+ چرا بعضی دشمنات بهت میگن پروین اعتصامی؟

- چون یکی از خالکوبی هام شعر پروین اعتصامیه اونام اینجوری عقده خودشونو خالی می کنند.

 

+ خالکوبی دوست داری؟

- دوست که نه ولی خب... (می خندد)

 

+ وحید چرا ورزش رو ادامه ندادی؟

- بازی روزگار دیگه! از محله ای که ما بودیم خیلی کشتیگیرخوب دراومد مثل دبیر وسوریان

دبیر بچه محلم بود و سوریانم هم باشگاهیم بود البته الانم گاهی اوقات میرم رو تشک

یا باشگاه بدنسازی رفقا هم میرم ولی خب ریه دودی دیگه به درد ورزش نمیخوره.

 

+ اگر الان طوفانت به سن جوانی رسیده بوددو جلوت نشسته بود و میخواستی نصیحتش کنیدچی بهش می گفتی؟

- می گفتم باباجون نبین کی چی میگه از زندگیت درست استفاده کن از آزادیت لذت ببر نذار دیگران بهت خط بدن

سالم زندگی کن هیچی مثل آروم زندگی کردن نیست نذار بندازنت تو لات بازی و دعوا هرکی میخواد هرچی بگه

به فکر آینده و زن و بچت باش بابام بهم گفت من گوش ندادم ولی تو گوش بده نذار دل مادرت همیشه به تکون باشه

درسته من زنم خودش شیرزنه ولی دل مادر دل مادره دیگه جَو دادنارو بریز دور های و هو و هارت و پورتارو ول کن.

همه اون لات و لوتا که میبنی برای یه آدم موفق احترام قائلند. از آزادیت درست استفاده کن تا یه آدم موفق باشی 

من و داییت طعم زندان چشیدیم خیلی سخته تو درست زندگی کن.هرکی بهت گفت ترسو بگو بابام و داییم

تا آخرش رفتند پس ترسو نیستم عقلم میرسه حواست باشه با این الفاظ خامت نکنن

e288177_.jpg

 

+ وحید تو که خودت انقدر خوب این چیزارو بلدی و میدونی چرا خودت بهشون عمل نکردی؟

- (( محیط و مسیر ))

آدم وقتی شخصیتش تو یه محیط شکل بگیره و مسیرشو طبق اون بچینه همه دنیاش همون شکلی میشه

دیگه نمی تونه عوض شه دیگه نمی تونه ازش دربیاد خودشم بخواد نمی تونه! چندسال تمام برنامه ها

و رابطه هاش با اون چیزا شکل گرفته از هردری بزنه بیرون باز میوفته  تو همون مسیر

خیلی سخته بخواد کلا آدم دیگه ای بشه و وقتی اینو می فهمه که دیره مگر ما چقدر عمر می کنیم

که هی سبک زندگیمون عوض شه؟ پس باید از تجربه دیگران استفاده کنیم آدم باید خشت اول زندگیشو

درست بچینه آدمای اطرافشو درست انتخاب کنه همینه که یکی تا آخر مجبوره کج بره با اینکه میدونه

راه کجه ولی دیگه چاره ای نداره مگه بره تو انزوا که ما آدم انزوا نبودیم.

خیلیا بودند که نذاشتند من زندگی خودم رو بکنم و از همه دور باشم ازشون میگذرم خداهم ازشون بگذره.

 

+ به نظرت خانواده حسین رضایت میدن؟

- نمیدونم چی بگم اگر منصفانه عمل کنن شاید

 

+ وحید! جوونشون کشته شده یعنی اگر رضایت ندن انصاف ندارند؟!

- نه بابا من اینو نمیگم که !(باعصبانیت)  نمیدونم چجور بگم بلد نیستم من که گفتم اتفاقا آماده قصاصم

چون از عذاب وجدانم کم می کنه ولی یه وقت آدم با یکی دشمنه و قصد درگیری داره من با حسین دوست بودم

کل ماجرا تو پنج دقیقه اتفاق افتاد حسین فضارو متشنج کرد سیاه مست بود اگر با مستی به ناموسم

فحش نمی داد من که دیوونه نبودم فضای دوستانه و دورهمی رو خراب کنم منی که اون روز به خاطر

حسین توبه شکستم.دوروبری های و داداشای حسین همه شاهدند

 

+ داداش هم داری؟

- نه تک فرزندم یه خواهر داشتم که عمرش رو داد به شما

 

تصاویر وحید مرادی قاتل حسین

 

+ وحید خیلی ها تورو گنده لات پایتخت و حتی ایران می دونن به خاطر تیپ خاصی هم که داری تو این

وادی خیلی سر زبون ها افتادی به قول داش مشتیا (رخ لاتی) برازنده ای داری! برای جوان هایی که ناخواسته

الگوشون شدی چه نصیحتی دارند؟

- لات بودن به عربده کشی و دعوا نیست این چیزا ته نداره خودشون برن ببینن هیچی نیست  سرشونو بندازن پایین

زندگیشونو بکنن لات بودن اینه که پای پدرومادرشونو ببوسن.  من الان خیلی وقتا آرامشو از ذهن خودم و خانوادم

گرفتم در صورتی که می تونستم زندگی خیلی آرومی داشته باشم زیر بار حرف زور نرن ولی اهل شر هم نباشند.

گذشت اول به خود آدم آرامش میده بعد به طرف مقابلش فقط آرامششو بلافاصله نمی بینی در طولانی مدت اثرشو می بینی.

 

+ جمله یا حرف آخر به کسانی که این مصاحبه رو می خونند؟

- حرف خاصی ندارم فقط میگم هیچوقت به بد اووردن کسی راضی نباشین تا جای کسی نیستین

قضاوتش نکنین.به طوفانمم میگم اگر عمرم به دنیا نبود بزرگ شدنتو ببینم یادت باشه

خیلی دوستت دارم تو جوری زندگی کن که سایت بالاسر بچه هات باشه همین.

 

فیلم) لحظه قتل توسط وحید مرادی که در مهمانی چاقو به دست شد! | ساعدنیوز

 

برچسب‌ها: وحید مرادی کیست, وحیدمرادی دعوا, وحید مرادی و همسرش, تاریخ تولد وحید مرادی, مصاحبه